بیچاره دیوار، بیچاره من ...‏

یه دیواری هم هست که بیکاره بیچاره. همینجور یه سه سالی که کاری نداره و ویلون کوچه و خیابونا شده. اصلاَ هم از این وضعیت راضی نیست، اما کاری هم از دستش برنمیاد.

برای همینه که میگرده و آدما رو پیدا می‌کنه و میره سر راه‌شون. همینکه راهشونو ببنده، لااقل یه کم دلش خنک میشه.

قرار شده من از این دیواره شماره اشتراک بگیرم هروقت خواستم یه کاری کنم، خودش بیاد از همون اول جلوی راهم سبز بشه. دیگه نه خودشو بندازه به زحمت، نه منو. اینجوری فکر کنم برای جفت‌مون بهتره ...

/ 0 نظر / 7 بازدید